یکی دو هفته پیش برنامه “دو راهی” از تلویزیون “من و تو 1″ اختصاص به موضوع چالش برانگیزی داشت، عشق یا هوس؟

دلیل اینکه من با تاخیر به این موضوع پرداختم این بود که آنتنم خرابه، و خوب ندیدمش، برای دانلود هم مشکل داشتم تا بالاخره دانلودش کردم و دیدمش. توصیه فراوان می کنم که حتما ببینید، مخصوصا شمایی که درگیر یک رابطه عاطفی عشقی هستید. بنظر من صحبت های دو روانشناس، خانم آزاده سیف و خانم میترا بابک بسیار مفید بود و بسیار کمک می کنه تا رابطه ای که درگیرش هستیم رو بشناسیم. اگر با دیدنش آنلاین مشکل دارید، می تونید از خود سایت “من و تو” دانلودش کنید

من در اینجا قصد ندارم آنچه در این برنامه بیان شد رو نقد کنم، صحبت های کارشناسان برنامه تخصصی بود و برخواسته از علم و دانش و تجربه شخصیشون بعنوان یک روانپزشک؛ پس من در جایگاهی نیستم که این صحبت ها رو نقد کنم. از اونجایی که مساله عشق بسیار تخصصی و عمیقه و یکی از مسائل مهم بشریه، من تصور می کنم بتونم صحبت های این کارشناسان رو بپذیرم و بهش استناد کنم، چرا که عموما عادت ندارم نظریه ای رو بدون شنیدن نظریات مخالفش و کمی تحقیق شخصی بپذیرم. بنظر من در چنین مسائل مهمی آنچنان جای صحبت های متفاوت نیست، مخصوصا هنگامی که این موضوع به علم مربوط میشه. حال قصدم از آغاز چنین بحثی توجه دادن خودم و اشکان به رابطه بین خودمون و تحلیل انطباق این رابطه با معیارهای عشق یا هوسه، به استناد به تعریف عشق و مرز آن با هوس در این برنامه از سوی خانم دکتر سیف و خانم دکتر بابک. توصیه می کنم اگر درگیر رابطه ای عشقی هستید، هر کدوم یکبار جداگانه و به تنهایی و یکبار هم با هم این برنامه رو تماشا کنید و در تنهایی و همچنین گفتگو با طرف مقابل، رابطتون رو بررسی کنید، توصیه ای که برای خودمون هم دارم، من به تنهایی دیدم، همینطور اشکان، و دوست دارم یکبار دیگه هم با هم ببینیم

من مواردی که بیشتر برای رابطه خودمون صدق می کرد و مهم هم بود رو درآوردم، البته فکر کنم بحث کلی باشه و بدرد سایرین هم بخوره؛ پس لیست وار این نکاتی از فیلم که زیرش خط کشیدم رو میگم

اصل رابطه: آنچه که دو کارشناس و همچنین مجری بر اون تاکید داشتند مثلثی بود که اضلاع یک رابطه عشقی رو تشکیل می داد و اون رو از هوس جدا می کرد؛ صمیمت، تعهد وهیجان. بنظر خانم سیف ترتیب این سه مورد به همون شکلی که بیان کردم بسیار اهمیت داره و تنها از راه صمیمی شدن و بعد ایجاد احساس تعهد و اعتماد و سپس سکس هستش که می توان به یک رابطه عشقی رسید، در حالی که اگر هر کدوم ترتیبش جابجا بشه امکان ایجاد یک رابطه عشقی وجود نداره، یعنی نمی توان از سکس، صمیمیت و تعهد به یک رابطه عشقی رسید. این در حالیست که گرچه خانم بابک هم تلویحا بر وجود این سه عنصر برای برقراری رابطه ای عشقی اشاره داشت اما نه تنها ترتیب اون رو مهم نمی دونست بلکه معتقد بود در ابتدای رابطه این عنصر جنسی و جاذبه های سکسیت که دو نفر رو به هم متمایل می کنه، اما با گذشت زمان و با به دست آوردن شناخت بیشتر به عشق میرسه و کم کم این عشق عمیق تر میشه
وابستگی یا دلبستگی: نکته بسیار آموزنده دیگه بحث دلبستگی یا وابستگی بود. آنچه هر دو کارشناس بر اون تاکید داشتند این بود که عشق واقعی دلبستگیست، نه وابستگی؛ و دلبستگی یعنی اهمیت دادن بخود، قرار نیست با وارد شدن به یک رابطه عشقی من خودم رو خرد کنم و عشق رو گدایی کنم، قراره هم خودم رو دوست داشته باشم و هم دیگری رو، آنچه در اینجا بسیار اهمیت داره حضور عقل و منطق در یک رابطه عشقیست. آزادگی فرد در یک رابطه عشقی باید حفط بشه، پس هیچ طرفی به دیگری لطف نمی کنه که دوسش داره. فرد باید در یک رابطه عشقی هم از لحاظ نیازهای فیزیولوژیکی تامین بشه، و هم نیاز به احساس امنیتش رفع بشه، و سپس در چنین رابطه ای استعدادهاش رو شکوفا کنه
دوست داشتن آنچه او دوست دارد: اهمیت دادن به خواست های دیگری و برقراری تعاملی با طرف مقابل در پذیرش خواست های یکدیگر بسیار اهمیت داره. خانم سیف در تعریف دلبستگی می گه: “یک سری از دوست داشتن هایی که خودش داره به دیگری منتقل می کنه”. پس هم من و هم او و هم ما
تفاوت دوست داشتن و عشق: بر خلاف تصور عرفی رایج که میگه عشق کور میکنه، خانم بابک معتقده اتفاقا این دوست داشتنه که فقط خوبی های طرف مقابل رو میبینه، و سپس در مرحله ای بالاتر عشق هم خوبی ها و هم بدی های طرفش رو میبینه، اما می تونه بدی هاش رو بپوشونه. هر دو کارشناس عشق رو مرحله ای بالاتر از دوست داشتن و با حضور عقل میدونند. توانایی پوشاندن بدی های طرف مقابل بنظر من در ادامه یک رابطه بسیار حیاتیه
رابطه فرد با مادرش در کودکی: نکته جالب دیگر ریشه برخی ناهنجاری های اجتماعی جامعه ما در خصوص روابط عشقیست، که بنظر من می تونه در رابطه همجنسگراها هم وجود داشته باشه. برآورده نشدن نیازهای اساسی فرد مانند احساس آرامش بهمراه مادر در کودکی می تونه این مشکل رو بوجود بیاره که فرد طرفش رو مثل مادر دوست داشته باشه  و بعد از گذشت مدت زمانی این رابطه دچار مشکل بشه. توصیه خانم سیف تشخیص چنین رابطه هایی از طریق توجه به ابراز علاقه های شدید و بسیار احساسی  و وسواس گونست و سپس دوری از اینگونه روابط
رشد کودک درونی: از نظر خانم بابک کودک درونی هر فرد همیشه باید زنده باشه، اما باید رشد داده بشه و بالغ بشه. نه شخصی با کودک درونی مرده و نه شخصی با کودک درونی کودک باقی مانده نمی تونه برای برقراری رابطه عشقی مناسب باشه
صحبت کردن: یکی از فرق های اساسی هوس و عشق از نظر خانم بابک اینه که عشق صحبت می کنه اما هوس نه، هوس صحبت نمی کنه و کینه و نفرت به دل میگیره. عشق به آزادی های طرف  مقابل احترام میذاره و او رو با نوازش و تشویق به جلو میرونه، اما هوس یا نمی بینه یا نمی خواد ببینه

تکامل عشق: عشق در طول زمان متفاوت میشه و تغییر می کنه اما به سمت جلو، یعنی همیشه پیشرفت می کنه و پررنگ تر میشه اما با روزهای اولیه متفاوته. یعنی انتظار داشتن همون رفتارهای روزهای اول از طرفت انتظار بیجاییه، چون از نظر خانم بابک عشق در طول زمان متفاوت میشه. این اشتباهیست که من داشتم و با دیدن این برنامه اون رو اصلاح کردم

برای من این برنامه بسیار مفید بود، امیدوارم برای شما هم چنین باشه

« »